موجود در انبار
یک روز صبح، جیم پانزی و دوستش نورمن با یک تمساح خسته روبهرو میشوند که از شیطنت و بازیگوشی بچههایش حسابی کلافه شده است. جیم با اعتمادبهنفس میگوید:
«مامان بودن که کاری نداره! امروز من مامانشون میشم!»
اما خیلی زود، فقط بچههای تمساح نیستند که به او سپرده میشوند؛ بچههای حیوانات دیگر هم از راه میرسند! یکی غذا میخواهد، یکی بغل، یکی قصه، یکی گل بزرگتر… یکی از درخت بالا میرود و یکی گیر میکند!
جیم که فکر میکرد مامان بودن خیلی ساده است، کمکم خسته و کلافه میشود و تازه میفهمد مراقبت از بچهها چقدر صبر، حوصله و عشق میخواهد. در نهایت با کمک مامان خودش، درس مهمی میگیرد:
مامان بودن فوقالعاده است… اما اصلاً کار آسانی نیست!
| نسخه | الکترونیکی (PDF) |
|---|
موجود در انبار
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.